الشيخ حسين المظاهري

218

كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)

الله ، نور آسمانها و زمى ن است . او در اين مرحله مىتواند بگويد : " عميت عين لا تراك " 58 كور باد ديده اى كه تو را نبيند . يا بگويد : " ما رأيت شيئاً الّا رأيت الله قبله و بعده و معه . " چيزى نديدم مگر آنكه پيش و پس و همراه آن ، الله را ديده ام . او در اين هنگام ، قيوميت حق تعالى را در مى يابد . چنين تقوايى از آن خواص است . مرتبهء چهارم ، توجهء نكردن به غير حق است . شخص متّقى در اين مرحله ، جز الله هيچ نمى بيند . او در وحدت فرورفته است و كثرتى در پيش روى خود نمى يابد و اگر مجبور شود كه به جهان كثرت توجّه كند آن را گناهى بزرگ خواهد شمرد . فرد متّقى در اين هنگام ، آنقدر كه شدنى است از چنين رويكردى مى پرهيزد . چنين تقوايى از آنِ اخصّ الخواص است . مرتبهء چهارم تقوا ، عرصه اى فراخ و مراتبى فراوان دارد و در حدّ ما نيست كه پيرامون آنها سخن بگوييم . اختصاص لفظ " تقوا " در قرآن و روايات ، تنها به مفهوم نخست وجهى ندارد ، و اين واژه هر چهار مرتبه را در بر مى گيرد . به ويژه در قرآن كه الفاظ آن عامّ است و مصاديق گوناگونى دارد . چنين خطابى در قرآن كريم : ( يا ايّها الّذين آمنوا اتّقوا الله ) تنها به عوام اختصاص ندارد ، چنان كه خواص و اخصّ الخواص را نيز در بر مى گيرد تقوا ، تنها به انجام واجبات و دورى از محرّمات ، اختصاص ندارد و از آن دو و از تهذيب نفس ، فراگيرتر است و اين در عرف قرآن ، همان تقواى قلب است خداوند عزّ و جلّ مى فرمايد :